سفرنامه فوروکاوا (نخستین سفرنامه‌ ژاپنیان در ایران)
70 بازدید
تاریخ ارائه : 12/30/2013 7:51:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

بسم الله الرحمن الرحیم

معرفی کتاب:  سفرنامه فوروکاوا (نخستین سفرنامه‌ ژاپنیان در ایران)

تهیه شده توسط: سید محسن شریفی دانشجوی دکتری دانشگاه شیراز

مقدمه
همزمان با نیمه دوم سده 19میلادی و در دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار که ثبات و سکون نسبی در ایران برقرار شده بود، عرصه برای رقابت و ورود قدرت‌های رقیب خارجی از طریق دیپلماسی و زمینه برای ورود گروه سیاحان و ایران‌گردان خارجی فراهم گشت که وجود سفرنامه‌های این دوره موید این مطلب است.

اولین تلاشی که برای ایجاد ارتباط میان میان ایران و ژاپن صورت گرفت، مربوط به اواخر سده 19م همزمان با حکومت ناصرالدین شاه قاجار در ایران و از سوی دولت ژاپن بود. پس از آغاز نهضت تجدد میجی در 1868م و گشوده شدن دروازه‌های ژاپن به دنیای خارج بود که گروهی از ژاپنی‌ها در قالب مأموران سیاسی، نماینده بازرگانی و نظامی، یا جهانگرد به ایران آمدند و برخی از آنها سفرنامه‌هایی از خود به یادگار گذاشته‌اند که البته تعداد آنها انگشت‌شمار می‌باشد.

در سال 1879م که ناصرالدین شاه قاجار از دومین سفر خود به فرنگ باز می‌گشت، در سن پترزبورگ روسیه، بنابر تقاضای سفیر کبیر وقت ژاپن در آنجا، دیداری میان ناصرالدین شاه و بویو انوموتو، (سفیر کبیر ژاپن) انجام شد که در آن شاه قاجار علاقه خود را به گشایش مناسبات سیاسی با ژاپن ابراز داشت. حاصل این دیدار، عزیمت یک هیئتی ژاپنی در سال 1880م به ایران بود که سرپرستی هیئت ژاپنی با «یوشیدا ماساهارو» از دیپلمات‌های نه چندان بلند پایه و اعضای هیئت شامل یک افسر به اسم «نوبویوشی فوروکاوا» از ستاد ارتش و چهار بازرگان دیگر بود. اين هيئت كه از راه دريا از سمت جنوب به ايران آمده بود، با «ناصرالدين شاه» نیز ملاقات كرد. و پس از مسافرتى 42 روزه از بوشهر به تهران و پس از 110 روز توقف در تهران از طريق بندرانزلى و اروپا به كشور خود بازگشتند. دو سفرنامه توسط اعضای این هیئت نوشته می‌شود، یکی توسط یوشیدا سرپرست هیئت و دیگری توسط فوروکاوا که سفرنامه دومی به خاطر زمان انتشار مقدم است.

آنچه در این مقال بدان پرداخته می‌شود، معرفی و گزارشی از سفرنامه فوروکاوا می‌باشد که در زمان ناصرالدین شاه نگارش یافته و می‌توان گفت چون ژاپن در ایران به دنبال اهداف استعمارگرانه نبوده و هدف اصلی نگارندگان بررسی دقیق وضعیت استراتژیک ایران به منظور برقراری مناسبات اقتصادی و تهیه گزارش بوده، نسبت به آثاری که توسط سیاحان اروپایی و با اغراض مشخص تدوین شده‌اند، از لحن صادقانه‌تری برخوردار است و یقیناً می‌تواند گزارش مناسبی از حیات اجتماعی سیاسی آن دوران ارائه دهد.

معرفی نویسنده سفرنامه

نوبویوشی فوروکاوا (1849-1921م) نویسنده سفرنامه فوروکاوا یک افسر نظامی بوده که در ستاد جنگ ژاپن کار می‌کرده است. او در مدرسه نظام تحصیل کرده بود و صاحب مناصب نظامی زیادی شده بود. با پیشرفت نهضت تجدد در رشته مهندسی نظام نیز تحصیل می‌کند و در سال 1880م در مقام عضو نظامی و نایب رئیس هیئت سفارت به مأموریت ایران فرستاده می‌شود و در این مأموریت از شاه ایران نشان شیر و خورشید و از سلطان عثمانی نشان مجیدی دریافت می‌کند. او بعدها مناصبی چون فرماندهی گردان سوم مهندسی نظامی و استاد مهندسی دانشگاه نظام و فرمانده مدرسه نظام، و رئیس کل اداره مهندسی نظامی را تصاحب کرد و سرانجام در 1921م به دنبال یک دوره بیماری در توکیو درگذشت.

فوروکاوا سفرنامه خود را چهار سال زودتر از یوشیدا در سال 1890م در توکیو با عنوان «پروشییا کیکوء یعنی: یادداشتهای سفر ایران؛ Perushiya Kiko» انتشار داد. البته فوروکاوا پس از بازگشتش به ژاپن در سال‌های 1881و 1882م و پیش از انتشار کتاب سفرنامه‌اش، یادداشت‌های خود را در دوره‌های سوم و چهارم مجله انجمن زمین شناسی توکیو با عنوان کشور پادشاهی ایران انتشار داده بود.

ترجمه سفرنامه

سفرنامه فوروكاوا، به همت آقايان «هاشم رجب‏زاده و كينجى‏ئه اورا» صورت  که دکتر هاشم رجب‌زاده، استاد دانشگاه ریوکوکوی توکیو در دو دهه 1370 و 1380، هشت سفرنامه از آثار ژاپنی‌هایی را که در دوره‌های قاجار یا پهلوی به ایران سفر کرده‌اند، یا حتی مدتی در کشورمان اقامت داشته‌اند به فارسی برگردانده است. چنانکه گفته شد، فوروكاوا گزارش‏هاى خود را در سال 1890م در توكيو با عنوان يادداشت‏هاى سفر ايران به زمان ژاپنى انتشار داد و ترجمه آن سال 2003م (1382ش) صورت گرفته است.

ترجمه کتاب با قلمى روان و قابل فهم نوشته شده و دقت شده تا زبان ترجمه مناسب شيوه نثر واژگان همان روزگار باشد، به همين دليل به جاى نام ارتش يا نام درجات نظامى، قشون و نام درجات نظامى كه در دوره قاجار مصطلح بوده، آمده است. در برخی موارد که نویسنده مطالبى را از سر بی‏اطلاعى یا اشتباه گزارش کرده مترجمان در پاورقی آن را تصحیح کردند. به ویژه در قسمت‌های که نویسنده آشنايى کاملی نداشته مانند دین اسلام، احکام، فروعات و آداب آن.

این کتاب از پيش‏گفتار، مقدّمه مترجمان و چهار بهره (فصل) تشكيل شده است. در مقدّمه مترجمان(17 صفحه) مباحث مهمى وجود دارد، كه با مباحث سفرنامه مرتبط است. زيرا سفر اين هيئت ژاپنى در زمانى به ايران صورت گرفت، كه دوازده سال از آغاز تجدّد ژاپن (نهضت ميجى) گذشته بود و در مقدّمه، احوال ژاپن در اين روزگار و پى‏آمدهاى اين تجدّد كه دگرگونى‏هاى بزرگى را در حوزه سازماندهى حكومت، نخستين تلاش براى تدوين قانون اساسى و قوانين ادارى صورت داده بود، آمده است، كه مى‏تواند روشنگر بسيارى از انتقادهايى كه مؤلف در طول سفرنامه خود ارائه مى‏دهد، مورد بهره‏بردارى قرار گيرد. از مباحث ديگرى كه در مقدّمه مترجمان درج شده، بررسى شخصيّت، زندگى و كارهاى مهمّ مؤلف در خدمت به كشور ژاپن است و بحث آخرين مترجمان در اين مقدّمه، ذكر روش ايشان در ترجمه خود به طور مفصل آمده است.

ویژگی کتاب

اين نخستين كتابى است، كه احوال ايرانیان را از چشم تيزبين و نگاه كارشناسانه نظامى در ديدگاه خوانندگان ژاپنى به تماشا گذاشته است. به ویژه که ايران و ژاپن در آن سال‏ها به تجدّد چشم داشتند و در اين راه قدم برداشته بودند، و آوازه پيشرفت ژاپن در اين مسير رفته‏رفته در آن سوى خاور هم مى‏رسيد. با توفيق نهضت تجدّد و بنياد شدن حكومت تازه ميجى، بسيارى از ديوانسالاران نظام كهنه هم به اين دولت و دستگاه راه يافتند، و فوروكاوا يكى از اينان بود. خواننده در اين كتاب نه فقط ارزيابى قشون ايران، كه خصلت سربازان و ديوانسالاران ژاپن آن روزگار را مى‏يابد. فوروكاوا در شرح خود، به‏ويژه در معرفى احوال تاريخى و كلّى ايران، از منابع انگليسى‏زبان سود جسته است. با اين حال او توان و امكانى همچون كرزن‏ ديپلمات متنفّذ و اهل قلم انگليسى و سرجان ملكم‏ سفير حكومت انگليسى هند در زمان فتحعلى شاه نداشت؛ امّا نوشته او در ميان سفرنامه‏هاى ديگر ممتاز است، چنانكه اطلاعات لشكرى و احوال دربارهاى ايران و عثمانى كه به قلم آورده، شايد كه از نخستين وصف‏هايى در اين‏باره است، كه به ژاپنى نگاشته و در سرزمين آفتاب منتشر شد.

گزارش محتوای کتاب

علاوه بر مباحث مقدماتی مترجمان سفرنامه فوروکاوا در قالب چهار بخش تقسیم شده که از آن با عنوان بهره یاد می‌شود که در ادامه به معرفی این سه بهره می‌پردازیم:

بهره اول، موقع و وضع جغرافيايى؛ که با بيان موقعيّت جغرافيايى جمعيّت، آب و هوا و بيمارى‏هاى بومى ايران آغاز مى‏شود. در اين قسمت اطلاعاتى از خليج فارس، جزاير ايرانى (بوشهر، قشم و خارك)، فلات ايران، البرز و دماوند، رودها و درياچه‏ها، نخلستان‏هاى، جنوب، جنگل‏هاى شمال، چنارهاى تهران، شهرهاى ايران، پراكندگى و شمار جمعيّت و از بيمارى تب و آب‏هاى آلوده به دست مى‏دهد. در ادامه اين بهره، تاريخ مختصر ايران از گذشته بسیار دور تا عصر قاجار آمده، که از قدیمترین روزگار آغاز شده، و شرحی ناکارآمد و گاه مغلوط است که به گفته خود او برگرفته از منابع غربی است. بعد از آن اطلاعات جامع و كاملى از خاندان سلطنت قاجار و معرفى سلطان كنونى اين سلسله ناصرالدين شاه مى‏آید. در اينجا فوروكاوا از سلطنت ناصرالدين به سلطنت خودكامه ياد مى‏كند و مى‏نويسد: «حكومت ايران كاملا مستبده سلطنتى است و اختيار حيات و ممات مردم يكسره در دست شاه است. از اين‏رو، هر فرمان شاه اعتبار مطلق دارد و همه مردم بايد آن را اطاعت بكنند». در ادامه اين بهره، بحث تعليم و تربيت و آموزش در ايران مى‏آيد. در اينجا موضوعى كه فوروكاوا را به تعجب وا مى‏دارد، این است که چگونه ملّتى كه روزگارى داراى فرهنگ و تمدن غنى بوده، امروز چنين تهى شده و علم و فرهنگ در جامعه آنان، بى‌ارج گرديده است. هر چند وى آشوب‏هاى پى‏درپى را يكى از عوامل عقب ماندگى ايران مى‏داند؛ امّا از عدم رشد فرهنگى آنان در دوره قاجار كه مدّت هشتاد سال آرامش نبسى را در سراسر ايران حاكم كرده، تعجب مى‏كند و يكى از انتقادهايى كه آنجا مطرح مى‏كند، اين است، كه دادن و گرفتن رشوه حتى در مدرسه و معلّم در ايران از آن بركنار نيستند و اين عادت بد و ناپسند در سراسر ايران گسترده است. با توجه به نظامى بودن فوروكاوا، او توجه خاصى به وضعيّت نظامى مناطق مختلف دارد و به هر منطقه‏اى كه مى‏رود، گزارش از آن منطقه ارائه مى‏دهد، كه بسيار حائز اهمّيت است. گزارش وى از وضعيّت نظاميان ايرانى و انگليسى در جنوب ايران، به خصوص وضعيّت نظامى كشور كه گزارش قابل توجهى از وضع لشكرى ارائه مى‏دهد.

بهره دوم، روزنامه؛ که در این بهره خاطرات روزانه فوروکاوا انعکاس یافته است. روزنامه سفر از آوريل 1880 ميلادى كه آغاز سفر است تا روز 28 مه 1881 ميلادى كه رسيدن به پايتخت ايران است، مى‏باشد كه گزارش روز به روز سفر و ديده‏ هاى او در طول سفر از تايوان، هنك‏ كنگ، سنگاپور، جزاير نيكومار، سيلان، بمبئى كراچى، مسقط، جاسك، بندرعباس، بوشهر، كاروانسراى برازجان و... مى‏باشد. كه ويژگى بارز و خاص اين سفرنامه توجه خاص فوروكاوا به وضعيت جغرافيايى، آب و هوايى مناطق مختلف مى‏باشد، به گونه‏اى كه وى در روزشمار خويش حتى درجه حرارت هوا را نيز بيان مى‏كند. فاصله بين مناطق مختلف تعداد جمعيّت مناطق مختلف و آمار و ارقامى كه ارئه مى‏دهد، از نكات دقيقى است كه در سفرنامه‏هاى ديگر يافت نمى‏شود. البته این یادداشت‌ها اغلب تلگراف گونه و تنها در حد چند سطر است که نشانگر روحیه نظامی اوست. او درباره وضع قشون و تشکیلات آن و شیوه تعلیم و بسیج افراد و لشکر بیشتر توجه نشان داده و به مفاسد و کاستی‌های دستگاه حکومت به خصوص نابسامانی قشون قاجاری پی برده و نمونه‌هایی از این آشفتگی‌ها را یاد کرده و اظهار شگفتی نموده که با این احوال چگونه امور مملکت می‌گذرد. مثلاً در شرح وضع قشون قاجار نوشته است: «جا دارد که از داستانی عجیب یاد کنم. به تازگی یکی از اشراف فرزند خود را با نامه‌ای نزد سرهنگ اتریشی معلم مدرسه نظام فرستاده و در این نامه خواهش کرده بود که این جوان را یکی دو سال آموزش دهند تا درجه سرتیپی بگیرد. سرهنگ اتریشی پاسخ داده بود که او خود چندین ده سال در مدارج نظامی خدمت و طی مراحل کرده تا به درجه سرهنگی رسیده است و نمی‌تواند این درخواست را بپذیرد».

بهره سوم، در دارالخلافه؛ این بهره شامل شرح ديدارهاى هيأت ژاپنى از ناصرالدين شاه در تهران و گفت‏وگوهاى انجام شده در اين ملاقات‏ها می‌باشد. از نکات جالب این قسمت توجه نویسنده به آرزوهاى دور و دراز شاه ایران است. چنانکه متن سؤال‏هاى و جواب‏هاى رد و بدل شده بين شاه و هيئت را انعکاس می‌دهد. که گفتگوئى كه نويسنده بيان مى‏كند به لحاظ مقايسه بين دو فرهنگ ايران و ژاپن به لحاظ پيشرفت ژاپن و عقب‏ماندگى ايران بسيار با اهميّت است. فوروكاوا در مورد ناصرالدين شاه و فرنگى‏مآبى او می‌نویسد: «موكب ملوكانه تركيب و ترتيب خوب و شكوهمندى داشت؛ اما شاه لباس فرنگى پوشيده و عينك آفتابى زده و چتر آفتاب‏گير فرنگى بالاى سر نگه داشته بود. اين سيما و ظاهرش ناساز مى‏نمود و شكوه شاهانه در آن نبود، و پيدا بود كه در نفوذ رسم و راه اروپايى درآمده و فقط زينت ظاهر را فراگرفته است». او در شرح مبسوطي كه از ديدار هيات ژاپني با ناصرالدين شاه مي‌دهد، از آروزهاي دور و دراز ناصرالدين شاه سخن مي‌راند. سوال و جواب‌هاي رد و بدل شده بين شاه و هيات ژاپني كه بخشي از كتاب را به خود اختصاص داده، در نوع خود جالب توجه و در عين حال غم انگيز است. اعتراف ناصرالدين شاه به خرابي وضع جاده‌ها و متعاقب آن پرسش‌هاي او درباره راه آهن، وضع حكومت و طرز اداره دولت در ژاپن، نشان از دغدغه خاطر و اعتراف وي به عقب افتادگي ايران دارد كه به وضوح در اين كتاب آمده است. نویسند به انتقاد از حکومت شاه ایران پرداخته و می‌نویسد: «شاه به اخذ مظاهر تمدن مسرور است و مى‏بالد؛ اما از تهران كه پا بيرون بگذاريم، يكسره بيابان بى‏انتها است، و اگر هم اراضى كشت شدنى اينجا و آن جا باشد، زارعانش در خانه محقر يا زير چادر سر مى‏كنند و براى كمك به امر معاش خود دام نگاه مى‏دارند». در ادامه انتقادات خود مى‏نويسد: «پست‏خانه و خط تلگراف ساخته‏اند؛ اما راه‏سازى نكرده‏اند و مردم بيشتر كاروانى به هر جا سفر مى‏كند. به گمانم در ايران هم براى خطر نكردن و ايمن ماندن، دفاع مملكت را به دست بيگانگان سپرده‏اند». در آخرين بحث اين بهره، برخى از آداب و رسوم در تهران؛ از جمله تجمل و دوستى و تفاخر اكابر و اعيان، پذيرايى از مهمان با چاى و قليان، لقمه برداشتن با دست و جشن و اعياد و... بيان مى‏كند. فوروكاوا كه نگاه كنجكاوانه‏اى دارد، در جاى جاى مختلف، حتى بدون پروا نفرت و انزجار خود را از برخى از آداب و رسوم به راحتى ابراز مى‏دارد.

بهره چهارم، روزنامه سفر بازگشت؛ در این بهره به بیان خاطرات روزانه سفر بازگشت پرداخته شده است و گزارش روزانه نويسنده از ديده‏هايش در ايران، عثمانى و مختصرى از شرح سفرش به اروپا را شامل می‌شود. آن طور که مترجمان گفته‌اند تمام مطالب این قسمت‌ از اصل کتاب ترجمه نشده است.

در پایان باید گفت سفرنامه فوروكاوا در حقيقت دانشنامه ‏اى است، كه در آن از مسائل مختلف سياسى، اجتماعى، اقتصادى، كشاورزى، ادبيات و فرهنگ و نظامى سخن به ميان آمده است.