نزول قرآن و رویای هفت حرف
354 بازدید
تاریخ ارائه : 12/10/2013 8:11:00 AM
موضوع: تفسیر

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع؛ نزول قرآن و رویای هفت حرف براساس کتاب سید رضا مودب                                                           

عن ابى هريره قال: قال رسول اللَّه(ص): اِنّ هذا القرآنَ اُنزل على‏ سبعةِ احرُفٍ. فَاقرؤوا و لاحرجَ‏و لكن لاتختمُوا ذكرَ رحمةٍ بعذابٍ و لا ذكرَ عذابٍ برحمةٍ؛ابى هريره مى‏گويد: پيامبر(ص) فرمود: قرآن بر هفت حرف نازل شده است. بخوانيد آن را و بر شما حرجى‏ نيست. اما آيه رحمت را به عذاب و آيه عذاب را به رحمت، ختم نكنيد. تفسير طبرى، ج‏1، ص‏42، ح45.

مهم‏ترين و گوياترين روايات نبوى در مورد سبعة احرف با تعبير«نزول قرآن» بر هفت حرف به شرح ذيل است: عمربن خطاب مى‏گويد: هشام بن حكيم سوره فرقان را در زمان حيات رسول‏خدا در نماز قرائت مى‏كرد. به قرائت وى گوش دادم متوجه شدم كه سوره فرقان را با وجوه متعددى قرائت مى‏نمايد كه با وجهى كه رسول‏خدا(ص) به من تعليم داده بود، تفاوت دارد. نزديك بود كه در حال نماز با وى درآويزم. ولى منتظر شدم تا نمازش را به پايان رساند؛ عبايش را بر او پيچيدم و او را در هم فشردم و گفتم: چه كسى قرائت اين سوره را به تو ياد داده است؟ گفت: رسول‏خدا(ص). گفتم: دروغ مى‏گويى. به خدا سوگند رسول‏خدا(ص) همين سوره‏اى كه تو مى‏خوانى، طور ديگرى به من آموخته است.او را به نزد رسول‏خدا(ص) بردم و گفتم: يا رسول‏اللَّه(ص) من شنيدم كه اين مرد سوره فرقان را با وجوه متعددى مى‏خواند كه با ترتيبى كه شما به من تعليم فرموده‏اى تفاوت دارد. رسول‏خدا(ص) فرمود: عمر رهايش كن تا بخواند. هشام همان قرائتى را كه از او شنيده بودم، دوباره خواند. آن‏گاه رسول‏خدا(ص) فرمود: هكذا أنزلت؛ سوره همين‏طور كه هشام مى‏خواند از جانب خداوند نازل شده است. سپس فرمود: عمر، تو بخوان. و من همان‏طور كه آن حضرت به من ياد داده بود، خواندم. باز هم رسول‏خدا(ص)فرمود: هكذا أنزلت؛ سوره همين‏طور كه تو خواندى نازل شده است. آن‏گاه رسول‏خدا(ص)فرمود: إن هذا القرآن أنزل على سبعة احرف؛ يعنى قرآن بر هفت حرف نازل شده به هر يك از آنها كه برايتان ميسر است، قرآن را قرائت نماييد. صحيح بخارى، ج‏6، ص‏228 وصحيح مسلم، ج‏2، ص‏202.

مبحث اوّل: حديث سبعة احرف در جوامع حديثى اهل سنت

علماى اهل سنت مدّعى تواتر حديث يادشده درجوامع حديثى خود شده‏اند. زيرا معتقدند كه 21 صحابى از پيامبر(ص)روايت ‏نموده ‏اند كه قرآن بر هفت حرف نازل شده است. رواياتى كه در مورد سبعة احرف از جوامع حديثى اهل سنت نقل شده است، در نخستين نظر، به دو دسته قابل تقسيم است:

الف) برخى سخن پيامبر(ص) را نقل مى‏كند كه آنها، روايات نبوى ناميده مى‏شود. عمده احاديث در مورد نزول قرآن بر سبعة احرف را اين‏گونه روايات تشكيل مى‏دهند.

1. صحيح بخارى شش مورد.2. صحيح مسلم چهار مورد.3. سنن ترمذى دو مورد.4. سنن نسائى شش مورد. 5. سنن ابى ‏داود سه مورد.6. مسند احمد 35 مورد.7. موطأ يك مورد.

ب) برخى سخن صحابى را نقل مى‏كنند كه در اصطلاح <اثر» ناميده مى‏شوند.

نخستين و معتبرترين كتابى كه در آن همه احاديث مذكور در كنار هم جمع ‏آورى شده است، تفسير طبرى، جامع البيان عن تأويل آى القرآن، است. او در مقدمه تفسير خود، تحت عنوان <القول فى اللغة الّتى نزل بها القرآن من لغات العرب» به بيان حديث سبعة احرف مى‏پردازد كه 64 مورد روايت، با اسناد متفاوت نقل مى‏نمايد، كه 38 مورد آن روايت نبوى و بقيه از صحابه است.

1 عدم اثبات تواتر در تمامى طبقات

راويان در تمامى طبقات روايت سبعة احرف، به حدى نيستند كه امكان توافق آنها بر كذب محال باشد. لذا زرقانى، تواتر در طبقه بعد از صحابه را نپذيرفت. حتى در طبقه صحابه هم تواتر قابل اثبات نيست، چنان كه دكتر عتر به آن اشاره داشت.

2.اختلاف در مضامين روايت مذكور

روايت مذكور حتى در طبقه صحابه كه نخستين طبقه هستند، با تعابير و مضامين متفاوت ذكر شده. به عنوان مثال:

برخى روايات مى‏گويد: نزول قرآن بر هفت حرف است، مانند <إنَّ القرآنَ أُنزلَ على سبعةِ احرف» و تعبير برخى روايات امر پيامبر(ص) به ‏قرائت قرآن بر هفت حرف است، مانند <و لِيقرؤُا القرآنَ على سبعةِ اَحرف» و در برخى، زيادى بر حرف واحد، به‏ تدريج بوده؛ مانند: <أَقرأَنى جبريلُ على حرفٍ فراجَعتُه فَلم أَزلْ أَستزيدُه فَيزيدُنى حتى انتهى إلى سبعةِ احرف» و در برخى، زيادى بر حرف واحد در يك دفعه بوده ‏است،

3 روايات نافى احرف سبعه

رواياتى مبتنى بر نزول قرآن بر سه حرف، چهار حرف، پنج حرف و حتى ده حرف، وجود دارد كه با روايت سبعة احرف و نزول قرآن بر هفت حرف، متضاد و معناى آن را نفى مى ‏كند؛ در نتيجه تواتر روايت سبعة احرف را مخدوش مى ‏سازد.

. خبر واحد بودن سبعة احرف نزد شيعه

در منابع حديثى شيعه از تواتر و كثرت ناقلان آن خبرى نيست؟ چرا صحابى بزرگوار پيامبر، مانند حضرت على(ع) آن را از پيامبر(ص) روايت ننموده است. چطور ديگر ائمه معصومين(ع) نزول قرآن بر هفت حرف را از پيامبر(ص) روايت نكرده ‏اند؟

چگونه حتى ابابكر از پيامبر(ص) چنين سخنى را نقل ننموده است؟ابوهريره كسى است كه يك‏سال و نه ماه مصاحب پيامبر(ص) بوده است. وى 5374 حديث را از پيامبر(ص) نقل مى‏ نمايد! كثرت احاديث وى موجب شد كه عمر خليفه دوم، او را دو بار تازيانه بزند و او را به تبعيد تهديد بنمايد. او در احاديث تدليس مى‏ نموده است و متهم به كذب است.

بررسى سند حديث سبعة احرف

نزد غالب دانشمندان اهل سنت كه حديث سبعة احرف، متواتر به حساب آمده است، بررسى و نقد سندى آن مورد توجه واقع نشده است. البته بررسى سندى هر روايتى كه متواتر باشد، ضرورتى نخواهد داشت. امّا با توجه به اين كه تواتر روايت سبعة احرف، ادعايى بيش نيست و روايت مذكور نه تنها متواتر، كه خبر مستفيض هم نمى ‏باشد، بررسى و نقد سندى در مورد آن ضرورى به نظر مى ‏رسد.

روايت سبعة احرف، از نظر سند، داراى ضعف مى ‏باشد و راويانى به نقل آن پرداخته ‏اند كه در كتب رجال اهل سنت، تضعيف شده‏ اند. برخى از علماى اهل سنت كه به سند حديث سبعة احرف، توجه نموده ‏اند، آن را روايتى قوى ندانسته ‏اند.

تناقض در محتواى حديث سبعة احرف

حديث سبعة احرف از جهت معنا و محتوا يك‏سو و در يك جهت نيست. در مقايسه متن هر كدام با ديگرى مى‏ توان دريافت كه متن هر كدام با ديگرى داراى تفاوت‏هايى است و هر كدام موضوع خاصى را بيان مى ‏دارد. برخى از آنها درباره بطن و محتواى آيات است؛ يعنى قرآن داراى هفت بطن و هفت معنا مى ‏باشد. برخى بدين معناست كه قرآن بر لهجه‏ هاى متفاوت نازل شده است. برخى در مورد لغات فصيحه يا در مورد قراآت متفاوتى است كه براى تسهيل امت پيامبر(ص) نازل شده است. در برخى از آنها سخن از ابواب سبعه و يا در مورد جايگزينى كلمات مترادف در جاى يكديگر مى ‏باشد. پاره‏اى نيز در مورد هفت وجه در پايان آيات است؛ يعنى مى ‏توان ختم آيه را بر هفت وجه ترسيم نمود.

آغاز ظهور حديث سبعة احرف

از بررسى‏هاى فصل اول روشن شد كه به هنگام نزول قرآن و جمع ‏آورى آن در زمان حيات پيامبر(ص) از حديث سبعة احرف خبرى نبود و كسانى كه به جمع‏ آورى قرآن، همت بستند، سخنى از جمع ‏آورى آن بر مبناى حديث سبعة احرف مطرح ننموده ‏اند.

در زمان خليفه اول كه دو سال و سه ماه طول كشيد، پس از حادثه يمامه در سال دوازده‏ هجرى كه جمع زيادى از حفّاظ قرآن به شهادت رسيدند، با پيشنهاد عمر و تصدّى ابابكر، زيدبن ثابت، قرآن را در مصحف واحدى كه تمام سور در كنارهم بودند، جمع‏ آورى نمود. در آن جمع ‏آورى نيز اختلاف قراآت به چشم نمى‏ خورد، يا موارد آن اندك بود.

خليفه دوم و گسترش قراآت

در زمان عمر (13ه'ق). زمينه اختلاف قراآت آغاز شد. اين اختلافات بيشتر به ‏دليل گسترش اسلام، عدم اعجام و اعراب مصاحف، توسعه لحن‏هاى متفاوت به  ‏جهت اختلاط عرب با غير عرب، وتفاوت روايات در قرائت آيات، به‏ تدريج گسترش يافت و وجوه متعدد آن مطرح گرديد.

عمر و تساهل در قراآت معروف

بر اساس برخى از گزارش‏هاى تاريخى از زمان عمر در مورد قراآت قرآن كه مواردى از آن ذكر مى‏گردد، عمر بر نص قرآن و قرائت معروف آن پاى‏بند نبود. گاه ‏قرائتى را تغيير مى ‏داد و يا كلمه يا كلماتى را، بر خلاف قرائت معروف، مى ‏افزود ويا مى‏ كاست.  سوره حمد: صِراطَ الّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ‏ عمر آيه شريفه حمد را با تغييراتى، چنين قرائت مى‏نموده: سراط من أنعمت عليهم» كه در آن <صاد» به <سين» تبديل شده و كلمه <الذين» حذف شده و به جاى آن كلمه <مَنْ» آمده است. در كنز العمّال آمده است كه عمر چنين قرائت مى‏نمود. <سراط من أنعمت عليهم.

مبحث سوم: پيامدهاى حديث سبعة احرف

جمع ‏آورى قرآن توسط عثمان

در زمان عثمان حديث سبعة احرف مطرح و مورد استناد بوده است و مصاحف متعددى بر اساس قراآت متعدد، مبنى بر سبعة احرف رواج مى ‏يافت. ازطرفى در زمان عثمان، مصحف معين و الگوى مشخصى در سرزمين‏ هاى مسلمين وجود نداشت .

اختلاف قراآت تا آن‏جا روبه گسترش نمود كه ممكن بود قراآت، دستخوش پريشانى واقع شده و گاه كلمات هم ‏معنى جايگزين يكديگر شود و هر كدام از قرا، قرائت خويش را به استناد حديث سبعة احرف، قرآن مى ‏دانست.

عثمان مصحفی که ابوبکر جمع کرده بود را به امانت گرفت و گروهى را به سرپرستى زيدبن ثابت، معين ‏نمود تا از بين آن مصاحف، مصحف الگو را بر اساس قرائت واحد، استنساخ نمايد. ازآن مصحف الگو، نسخه ‏هايى تهيه و به شهرهاى مختلف فرستاده شد و دستور داده ‏شد كه هر گونه مصحف ديگرى را بسوزانند. جمع ‏آورى قرآن در زمان عثمان، در واقع، جمع و تدوين اصل قرآن نبود، بلكه توحيد مصاحف در جهت قراآت بود.

سوال این است: جمع‏ آورى قرآن بر كدام حرف بود؟

جمع ‏آورى قرآن توسط عثمان بر كدام حرف بوده است؟ آيا بر همه حروف سبعه بوده يا بر حرف واحد بوده است؟ اگر بر يك حرف بوده است، آيا حروف ديگر نسخ شده اند و از بين رفته اند؟ يا قرآن بر اساس تمامى حروف جمع ‏آورى شده است؟

جمعى كه برداشت شان از روايت سبعة احرف، هفت معنا و هفت بطن بوده است، پاسخ‏ داده ‏اند كه قرآن عثمان مشتمل بر هفت حرف بوده و هست. ولى آنان كه معتقدبه هفت لغت يا لهجه يا قرائت يا كلمات مترادف و... باشند، چه پاسخى درمورد قرآن كنونى كه منطبق بر قرآن عثمانى است، دارند؟

اشتمال مصاحف عثمانى بر يك حرف

نخستين دانشمندى كه معتقد شده،مصاحف عثمانى بر يك حرف نوشته شده، طبرى است. وى در معناى روايت سبعة احرف، معتقد به لغات هفت‏گانه بود. او بر اين باور است كه عثمان در هنگام جمع ‏آورى مصاحف و نشر مصحف واحد، آنها را بر حرف واحد نگارش و جمع ‏آورى نمود. هدف عثمان، نجات امت از اختلاف در قراآتى بود كه امت اسلامى به آن دچار شده بود و لذا امر نمود تا مصاحف، يك‏سان و بر يك حرف باشند تا اختلافى در آينده در ميان مسلمين رخ ندهد.

اشتمال مصاحف عثمانى بر همه حروف

گروه ديگرى از دانشمندان اهل سنت براى گريز از اشكال‏هاى سخن پيشين، معتقد شد ه ‏اند كه قرآن عثمانى مشتمل بر همه حروف سبعه است. ابن جزرى مى‏گويد:جماعاتى از فقها و قرا و متكلمان معتقد شده ‏اند كه مصاحف عثمانى مشتمل بر همه حروف سبعه است. اين سخن را جمع بيشترى پذيرفته و گفته ‏اند: بر امت پيامبر(ص) جايز نبود كه در حفظ وحى كوتاهى نمايد، بلكه مى ‏بايد حريص بر حفظ وحى و ابلاغ آن به طور كامل باشد.

اشتمال مصاحف عثمانى بر عرضه اخيره

قرآن عثمانى مشتمل بر عرضه اخيره از نزول است؛ يعنى قرآن در چندين مرحله (ياچندين عرضه) بر پيامبر(ص) نازل مى‏ شد، و قرآن عثمانى بر اساس آخرين عرضه كه كل قرآن بر پيامبر(ص) مجدداً نازل شده، تنظيم شده است و اين عرضه اخير خود، حروف سبعه را داراست.

فصل سوم: بررسى و نقد برخى از ديدگاه‏هاى

مبحث اول: ديدگاه‏هاى دانشمندان اهل سنت و نقد آن

معناى روايت سبعة احرف در ميان دانشمندان اهل سنت، معركه آراست. شايد آنها در هيچ مسأله‏اى همانند روايت سبعة احرف، چنين دچار اختلاف آرا نشده‏اند. محمد بن احمد انصارى قرطبى، صاحب تفسير الجامع لأحكام القرآن، دانشمند قرن هفتم هجرى در مقدمه تفسير خود مى‏نويسد: <دانشمندان در معنا و مراد از احرف سبعه، 35 قول ذكر كرده‏اند. زركشى هم به نقل از ابوحاتم بن حبان بُستى مى‏گويد: <در مورد روايت سبعة احرف 35 قول ذكر شده است. سيوطى معتقد است كه اختلاف آرا تا چهل قول نيز رسيده است.

ابهام و تحيّر در معناى سبعة احرف نزد دانشمندان اهل سنت

هر قدر، آراى علماى اهل سنت در مورد معناى سبعة احرف، بيشتر مطالعه و بررسى مى‏ شود، تحيّر و ابهام آنان روشن‏تر مى‏ گردد؛ زيرا هيچ كدام نتوانسته ‏اند خود و ياران خود را قانع نمايند كه مقصود از سبعة احرف چيست. بلكه همواره براى آنها، معناى روايت سبعة احرف، مبهم و تاريك بوده است. آنان فقط به ديگران توصيه مى‏ كنند كه با وجود روشن نبودن معناى روايت بايد آن را پذيرفت؛ چون حديث نبوى است.

فصل پنجم:كلام نورانى امام صادق(ع)

روايت امام صادق(ع): على بن ابراهيم، عن أبيه، عن ابن‏ أبي ‏عمير، عن عمر بن اُذينة، عن الفضيل‏ بن‏ي سار قال: قُلت لأبي ‏عبداللَّه(ع): إنّ النّاس يَقولون: إنّ القرآنَ نَزَلَ عَلى سَبْعَةِ أحْرِفٍ فَقال: كَذِبُوا اعداءُ اللَّه وَلكِنَّهُ نَزَلَ عَلى حَرْف واحدٍ مِنْ عِنْدِ الواحدِ؛ فضيل بن يسار مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: مردم مى‏گويند: قرآن بر هفت حرف نازل شده است. فرمود: دروغ مى‏گويند، دشمنان خدا. قرآن بر يك حرف و از جانب يكى نازل شده است.همين محتوا و مضمون در روايت امام باقر(ع) نيز آمده است. الكافى فى الاصول، ج‏2، ص‏630، كتاب فضل القرآن، باب النوادر، روايت 13.2 . همان، روايت 12.

سند روایت: روايت امام باقر(ع) نيز همانند روايت امام صادق(ع) از سلسله سند والايى برخوردار است. زيرا كه سه نفر از اصحاب اجماع در سلسله آن هستند و ديگرانى كه هم در سلسله سند قرار گرفته ‏اند، امامى و موثق و معتبر شناخته شده ‏اند.

مقصود از «انّ الناس» در روايات شيعه

با مراجعه به كتب اربعه شيعه و بحار الانوار، مشاهده مى ‏شود كه تعبير: <إنّ الناس يقولون» با حذف مكررات، حدود بيست مرتبه در روايات به كار رفته است. در همه اين موارد، يا غالب آنها، مقصود از آن، مخالفان اعتقادى شيعه است كه در اكثر موارد، منطبق بر اهل سنت و اختلافات فقهى و اعتقادى بين شيعه و اهل سنت است كه نزد امام معصوم(ع) مواردى از اختلاف را با عنوان <إن الناس يقولون» بيان فرموده ‏اند و امام(ع) به تصحيح آن اعتقاد و يا تكذيب آنها پرداخته است؛ از جمله آنها اختلاف در مسأله سبعة احرف بين شيعه و اهل سنت است.

نتیجه: حديث سبعة احرف، مجعول و دست ساز است

با توجه به روايت صحيحه امام صادق(ع) و با توجه به روايت صحيحه امام باقر(ع)و با توجه به روايت معتبر ديگرى از امام صادق(ع) كه بيان داشت: اگر مردم قرآن را آن‏چنان كه نازل شده، قرائت نمايند، دو نفر هم با يكديگر اختلاف نمى‏ نمايند روشن مى ‏شود كه حديث سبعة احرف در معناى نزول الفاظ قرآن بر هفت حرف -آن‏چنان كه اكثر علماى اهل سنت ادعا نموده ‏اند و نخستين شاهد خود را روايت عمر مى‏دانند بدون ترديد مى‏ بايد گفت: قرآن بر حرف واحد نازل شده و الفاظ آن واحد و داراى نص واحد است.

بنابراين روايت اهل سنت در مورد نزول قرآن بر هفت حرف و اجازه بر قراآت سبعه از طرف خدا بر پيامبر(ص) سخنى ناروا و دست ساز است؛ هر چند راويان آن متعدد باشند. زيرا جاعلان حديث در قرن اول، دوم و سوم، فراوان بوده ‏اند و چه بسيار رواياتى را كه با سند آن، جعل نموده ‏اند.

اهداف:

احتمال مى‏ رود كه هدف از اين دست‏ سازى، توجيه قراآت بوده باشد، كه از طرف دوستان ناآگاه اتفاق افتاده است. زيرا هنگامى كه قراآت گسترش يافت و هركدام از قرّا، قرائتى را برگزيد، براى توجيه و تأييد قراآت مشهور، از دو طريق متفاوت، اقداماتى انجام گرفت كه البته هر دو به يكديگر باز مى ‏گشت:

الف) نسبت و رواج حديث سبعة احرف مبنى بر اين كه قرآن بر هفت حرف است. ب) اعتقاد بر توقيفى بودن قراآت.

از اين طريق، قراآت مشهور، موجه جلوه نموده هر كدام وحى الهى تلقى شدند و قرّا، دست از تخطئه يكديگر برداشتند و هر قارى قرائت خود رامنتسب بر نزول الهى دانست.

نكته ديگرى كه از اين بررسى مى‏توان دريافت، آن است كه چنين اقدامى نمى‏تواند در زمان تابعين شكل گرفته باشد، بلكه مى‏بايد در زمان صحابه بوده، در بين صحابه هم چه كسى مى‏تواند از حديث سبعة احرف سود بيشترى ببرد؟ كسانى از صحابه كه در مَسند حكومت بودند و با نسبت حديث سبعة احرف، مشكلى از مشكلات آنها كاسته ‏مى‏ شد و حكومت آنها -گرچه به طور موقت- از ثبات نسبى برخوردار مى‏شد، سود مى ‏بردند؟

حديث سبعة احرف در جوامع حديثى شيعه

حديث سبعة احرف، نخست در كتاب‏هاى خصالِ صدوق و بصائر از صفّار و رسالة نعمانى از شيخ مفيد آمده است كه در مجموع چهار روايت مى‏باشد. نخست به ذكر آنها و سپس به بررسى سندى و دلالت آنها پرداخته مى‏شود.

بررسى سندى حديث سبعة احرف نزد علماى شيعه

تنها يك روايت از مجموعه روايات حديثى شيعه، مى‏توانست در موضوع نزول الفاظ قرآن بر هفت حرف، مؤيدى بر روايات اهل سنت باشد كه سند آن چنين است:صدوق، عن محمّد بن ماجيلويه قال: حدثنى محمّد بن يحيى العطار، عن محمد بن أحمد، عن أحمد بن هلال، عن عيسى بن عبداللَّه الهاشمي، عن أبيه (عبداللَّه بن محمد)، عن آبائه (محمد بن عمر بن على بن‏ابي‏طالب) قال: قال رسول‏اللَّه(ص): أتانى ..... در بررسى نگارنده، وثاقت راويان ذيل ثابت نشده است

خبر واحد بودن حديث سبعة احرف

حديث جعلى سبعة احرف در كتب اربعه نيست

محدثان بزرگ شيعه، يعنى محمد بن يعقوب كلينى و محمد بن على بن بابويه قمى و محمد بن حسن طوسى، در كتاب‏هاى حديثى خود، حديث سبعة احرف را روايت نكرده‏اند. زيرا از نظر كلينى و صدوق و شيخ طوسى حديث سبعة احرف در مورد الفاظ قرآن، مجعول است، و سند صحيح و دلالت قابل قبولى ندارد. ديگر اين‏كه با روايت امام صادق(ع) مبنى بر نزول قرآن بر حرف واحد، تعارض دارد. لذا آن بزرگان كه سعى داشته‏ اند تا در كتب خود، روايات معتبر را ثبت نمايند، از درج آن خوددارى نموده ‏اند.

اگر هم آن روايت در بحار الانوار به نقل از خصال صدوق، آمده است، به جهت تحفّظ آن بزرگان بر ضبط احاديثى بوده است كه در دسترس آنها بوده است.